این روزها درباره انتخابات صحبت های بسیاری درجریان است. برخی از عدم مشارکت و تحریم و برخی از مشارکت گسترده و اندکی هم از احتیاط سخن می گویند. اما در زمینه چنین بحث و گفتگوهایی این سوال برای من مطرح شده که اصحاب وفادار به سنت مطالعات فرهنگی در این مورد چه نظری دارند. به این موضوع فکر می کردم که چگونه می شود به فهم مفهوم قدرت در مطالعات فرهنگی پایبند بود و احتمالاْ از تحریم سخن گفت. در فرایند چنین تاملاتی بود که به رنگ دموکراسی فکر کردم . به نظرم می رسد به خلاف عادت و منش همیشگی ما ایرانی ها که پدیده ها را در وضعیت صفر و یک یا سیاه و سفید می بینیم دمو کراسی خاکستری است. دموکراسی نیازمند سیاست گام به گام و تدریجی است. دموکراسی انتخاب از میان حداقل هاست. یا شاید استفاده از خلل و فرجی است که در قدرت به ظاهر یکپارچه یافت می شود. شاید بتوان نبود چنین تفکری را از جمله موانع مهم در استقرار دموکراسی در ایران دانست. ما ایرانی ها همیشه عجله داریم و عموماْ کارها را به سرانجام نمی رسانیم. در مورد دموکراسی خواهی هم وضع این گونه است. مصداق این مشی را در اصلاحات می بینیم. اصرار آنها (که هنوز هم پا برجاست) بر فتح دولت به جای تسخیر جامعه مدنی تعجب آور است. غفلت آنها از دلالت های مفهوم هژمونی و این که چرا دائما بر جامعه سیاسی بیش از جامعه مدنی تاکید دارند مانع از درک درست پدیده های اجتماعی و سیاسی در ایران امروز می شود که به نظرم می رسد برخی گروه های اصلاح طلب گرفتار آن اند.
+ نوشته شده در ساعت 12:7  توسط محمد رضائی
|
